Sunday, October 16, 2011

همسر نسرین ستوده: بدرقه های مقابل در زندان، یکی از سخت ترین لحظات دوران زندان است

رضا خندان همسر نسرین ستوده وکیل دربند می گوید: آنها که نسرین ها را زندانی می کنند فکر می کنند زندان باعث سردی روابط شود اما از معجزه ی عشق خبر ندارند.
کم نیستند زوج های سیاسی که پس از انتخابات قربانی حبس و زندان شده اند و به دلیل فشارهای زندان دچار مشکلات جدی شده و با دیده ی تردید به عشق میانِ شان نگاه می کنند، در این میان اما هستند کسانی که باور دارند زندان هیچ خللی در روابط عاطفی آنها ایجاد نکرده بلکه آنها را عاشق تر می کند.
رضا خندان همسر نسرین ستوده از جمله آنهاست که بارها و به کرات نیز در مورد همسر دربندش اطلاع رسانی کرده است. نسرین ستوده حقوقدان و وکیل ایرانی، پس از انتخابات جنجالیِ دهمین دوره ی ریاست جمهوری ایران، در ۱۳ شهریور ۸۹ بازداشت و روانه ی اوین شد.
خانم ستوده از جمله وکلایی بود که پس از کشته و زندانی شدن شهروندان معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، وکالت شماری از آنان را به عهده گرفت. او در اوج روزهای دستگیری و اعتراض های خیابانی، همزمان با بسته شدن روزنامه های منتقد در داخل ایران، تلاش کرد تا از طریق مصاحبه با رسانه های خارج از ایران در مورد وضعیت قربانیانِ انتخابات، اطلاع رسانی کند.
پیشتر منزلت محمدی مادر احمد نجاتی کارگر یکی از جان باختگان حوادث پس از انتخابات در مصاحبه ای با سرخسبز گفته بود: ای کاش مرا به جای نسرین ستوده زندانی می کردند تا او در کنار فرزندانش باشد.
آنچه می خوانید گفتگوی جرس با رضا خندان همسر نسرین ستوده در مورد تاثیر زندان و مبارزه بر روابط عاطفی است که او از دشواری ها و دوری ها و در عین حال از معجزه ی عشق سخن گفته است:
شما همیشه در مورد فشارهای سیاسی و بازجویی و زندان صحبت کرده اید ممکن است توضیح دهید که زندان تا چه اندازه به دنبال تحت فشار قرار دادن روابط عاطفی مبارزان سیاسی است؟
من فکر می‌کنم کسانی که حکم زندان برای وکلا و وفعالان سیاسی صادر می کنند خودشان خیلی از زندان و بازداشت وحشت دارند. تصورشان هم از روابط انسانی اشتباه است. روابط انسانی از نظر اینها همانند طنابی است که در صورت پاره کردن آن زندگی‌ها از هم خواهد پاشید. اتفاقا زندان به کوره‌ای می‌ماند که آدم‌ها را با روابطی که دارند پخته‌تر می‌کند.
نسرین ستوده بارها از زندان برای شما عاشقانه هایی را فرستاده است آیا حاضرید همانگونه که نسرین ستوده با صدای بلند برای شما نوشت «دوستت دارم» شما هم با صدای بلند و رسا این جمله را تکرار کنید؟ فکر می کنید این عاشقانه ها چه پیامی برای حکومتی دارد که همسران و مادران و پدران را از کانون خانواده جدا کرده است؟
در خانه‌ی ما رسم بر این است که اگر کسی به دیگری گفت “دوستت دارم” جواب این است که “من بیشتر”. این را نیما کوچولوی ما هم یاد گرفته است . من هم می‌گویم من بیشتر دوستت دارم. و این دوست داشتن‌ها یک پیام مشخصی دارد، اینکه زندان نه تنها هیچ تاثیر منفی روی روابط عاطفی ندارد بلکه به شدت محرک احساسات و عواطف است.
آیا خانواده‌هایی را می شناسید که عشق و روابط شان حال چه عاشقانه‌های مادر و فرزندی یا پدر و فرزندی یا عشق میان و زن و مرد دستخوش فشارهای زندان قرار گرفته باشد؟ چه کسی را مسول می‌دانید؟
عکس‌اش را زیاد می‌بینیم ولی موردی را که زندان باعث سردی روابط شود اصلا سراغ ندارم. به طور قطع برخی از قدیمی‌های همین زندانبانان که در دوره‌های قبل تجربه‌ی زندان داشتند این تجربه را دارند که زندان آن هم از نوع سیاسی‌اش آدم‌ها را پخته‌تر و روابط آنها را مستحکم‌تر می‌کند.
در این چهارده ماه سال چه تعداد نامه و پیام عاشقانه از زندان دریافت کرده‌اید و توضیح دهید هر بار چه احساسی داشتید؟
می‌دانید که نامه نگاری یک از بدیهی‌ترین حقوق یک زندانی و خانواده‌اش است. اوایل بازداشت نسرین مامورین با یورش به سلول‌اش نامه‌ای را که به مهراوه نوشته بود از او گرفته بودند. این در حالی بود که در ۸ ماه اول بازداشت از داشتن قلم و کاغذ محروم بود. حتی نامه‌ای را که به رییس قوه‌ی قضاییه نوشته بود توقیف کردند. بند عمومی با وجود داشتن این امکانات، آنها از نوشتن نامه به خانواده محروم هستند. همچنین اعضای خانواده به طور غیر قانونی از این کار منع می‌شوند. بنا بر این تعداد نامه‌ها بسیار کم بوده است. ولی هر کدامشان دنیایی از عشق و محبت را در خود جای داده‌اند.

فقط موقع خواندن آنها باید مرافب باشید کسی آن اطراف نباشد چون چشمان پر از اشک‌تان شما را لو خواهد داد و آنوقت باید جوابی برای مهراوه پیدا کنید که می‌گوید “سوسوو…ل”.
خیلی سوال تلخ و بی رحمانه‌ای است ولی آیا در این دو سال هیچ گاه فکر کرده اید مسیر زندگی تان را جدا کنید؟
به هیچ وجه. مگر چه اتفاقی افتاده که باید به این چیزها فکر کنم؟ زندان چیزی است مثل مسافرت رفتن، با این تفاوت که نسرین هر هفته برایمان سوغاتی‌هایی می‌فرستد که تمام روح و عشق‌اش را در آنها دمیده است. سوغاتی‌هایی که همه، حاصل تلاش شبانه روزی اوست برای شاد کردن تک‌تک اعضای خانواده.
پدری کردن برای کودکانی که مفهوم زندان شاید آنگونه که باید برایشان جا نیفتاده، چگونه است و مایلید در این مورد چه بگویید؟
مطمئن باشید اگر بچه‌ها نبودند نسرینی را که من می‌شناسم این طور رفتار نمی‌کرد او خیلی مراقب است که بچه‌ها آسیب بیشتری نبینند. به خاطر شرایط بچه‌ها از خیلی کارهایی که می‌تواند صرفنظر می‌کند. بچه‌ها هیچ کاری نکرده‌اند که مستوجب چنین عقوبتی باشند. بنا براین خیلی باید مراقب آنها بود.
آنها در دوران کودکی شرایط سختی را تحمل می‌کنند. نیما بدون این که مفهوم زندان را بداند با گوشت و پوست‌اش لمس می‌کند. هر ماه که می‌گذرد نگاه‌اش واقعی‌تر می‌شود.
چندی پیش بود که نیما به یک باره از من پرسید “بابا چرا ما را می‌خواهند زندان کنند؟” سخت‌ترین بخش این ماجرا درمانده بودن آدمی در مقابل این سوالات است. کودکی که سوال را بلد است ولی پاسخش را درک نمی‌کند. زندانی که نیما به عنوان کوچکترین زندانی سیاسی با رکورد ۵ ساعت بازداشت آن را از نزدیک لمس کرده است. همچنین مهراوه که در سن ۱۱ سالگی آن را تجربه کرده است. متاسفانه آنها از کودکان به عنوان اهرم فشار استفاده می‌کنند. الان نزدیک ۱۰۰ روز است که ملاقات حضوری بچه‌های را قطع کرده‌اند.
هیچ چیزی جای خالی مادر را نمی‌تواند پر کند. تلاش ما برای ایجاد شرایط بهتر برای بچه‌ها بیشتر خود ما را ارضا می‌کند. آنها مثل همه‌ی بچه‌ها به مادر احتیاج دارند. یک بار دیگر در جایی گفته بودم چیزی که در آن عکس دیده می‌شود برای ما، یک لحظه نبود ما تمام زندگی‌مان مثل همان عکسی بوده است که دیده‌اید تنها تفاوت‌اش بودن و دیدن دوست هنرمندی در آنجا و ثبت ماهرانه‌ی آن لحظه بوده است.
ما بیش از آنکه حواسمان به دوربین‌ها و ماموران و اطرافیان باشد به همدیگر فکر می‌کردیم و این که باید برای مدتی نامعلوم از هم دور باشیم. بنا بر این باید حداکثر بهره را از لحظات نادری که می‌توانیم همدیگر را از نزدیک ببینیم، ببریم.
آیا هیچ وقت شاهد بوسه‌های همسران دیگر در مقابل اوین یا در حین بدرقه به زندان بوده اید؟ مختصری در این مورد شرح می دهید که چه حالی داشتید و چه کسانی را مقصر این گونه جدایی ها می بینید؟
آخرین مورد بدرقه‌ی بهاره هدایت و امین احمدیان مقابل درب کوچک زندان بود. کمی می توانستم آنها را حس کنم. آنها را که داشتند یکی از سخت‌ترین لحظات دوران زندان را تجربه می‌کردند. شما باید همدیگر را در آغوش بگیرید و اندکی بعد آن لحظه برای شما خاطره‌ای بیش نخواهد بود. البته من حس خوبی هم در کنار این دلتنگی و ناراحتی داشتم اینکه بهاره پیش نسرین و بقیه‌ی بچه‌ها می‌رود و این آنها را خوشحال خواهد کرد.
خیلی ها می‌گویند پدران و مادرانی که می‌خواهند مبارزه کنند نباید فرزندی داشته باشند تا در مسیر مبارزه فرزندان شان هم آسیب ببینند . نگاه شما و نسرین نسبت به این نوع نقد چگونه است؟ آیا فکر می کنید که ای کاش فرزندی نداشتید و این روزها را نمی دیدند یا این را بخشی از روند مبارزه می‌دانید؟
اولا باید بگویم ما مبارز به مفهوم سیاسی نبودیم و نیستیم. نه اینکه مبارز سیاسی بودن بد باشد به هیچ وجه. اتفاقا خیلی مهم و مایه‌ی مباهات است کسی به خاطر اهداف و آرمانهای انسانی مبارزه کند. بلکه منظورم این است که ما این چنین نبودیم. همسر من وکیل رسمی دادگستری است. در چارچوب قوانین و معادلات رسمی و رایج کشور کار و فعالیت می‌کند. کسانی در داخل حکومت شیوه‌ی او را بنا به دلایلی نپسندیده‌اند. برای جلوگیری از این شیوه و اندیشه، او را بازداشت کرده‌اند. من هم که همسرش هستم مجبور هستم به خاطر این جفا و ناروایی که در حق همسرم و کودکان خردسال‌مان داشته‌ام، تلاش کنم تا بلکه از این وضع پیش آمده خلاص شویم.
ما یک زندگی خیلی معمولی داریم و طبیعی است که در این زندگی می‌توان بچه‌دار‌ شد. مادری و پدری بالای سر بچه‌ها باشند و به تربیت و تحصیل و رفاه آنها بپردازند.
بازداشت وکیلی که در زمینه‌ی حقوق بشر فعالیت می‌کند و متعهد به شرافت کاری خودش است، از پدیده‌های نادری است که حداقل من در جای دیگری سراغ ندارم. هیچ کس به دلیل ترس از زلزله نمی‌تواند روند عادی زندگی را تعطیل کند. ما در واقع در حال تجربه‌ی چیزی شبیه آن هستیم و گرنه همسر من چریک مبارز خستگی‌ناپذیر و … نبود که بخش‌‌های مهمی از زندگی را تعطیل کنیم.
نکته مهمی که نسرین همیشه روی آن انگشت گذاشته، این است که حتی به خاطر کودکان خودمان هم که شده باید خواستار اصلاح شرایطی باشیم که در آن حقوق کودکان‌ نادیده گرفته می‌شود. ما کودکان خودمان را نمی‌توانیم به تنهایی از مهلکه نجات دهیم در حالیکه شرایط جامعه برای همه‌ی کودکان ناامن است و مدام حقوق آنها پایمال می‌شود.
پیامی و نکته ای و سخنی اگر در مورد عشق در مسیر مبارزه و زندان باقی مانده بفرمایید.
اگر یکشنبه ها، روزی که ملاقات زنان سیاسی است به همراه خانواده‌ها به محل ملاقات بیایید و از دور شاهد ملاقات آنها با مادران‌، همسران و یا خواهرانی باشید که در بازداشت‌اند. ابراز احساسات ما و آنها را ببینید و باران بوسه‌های از راه دور و از پشت شیشه‌های دو جداره‌ی آنها را شاهد باشید با من موافق‌تر خواهید بود و ایمان خواهید آورد به معجزه عشق.

اصرار اوباما برای افشای اطلاعات محرمانه درباره فعالیت اتمی ایران


روزنامه نیویورک‌تایمز گزارش داده است که اوباما اصرار دارد آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای اطلاعات طبقه‌بندی‌شده مربوط به فعالیت‌های هسته‌ای ایران در زمینه طراحی و آزمایش تکنولوژی‌های دستیابی به سلاح‌های هسته‌ای را منتشر کند.

به گزارش روزنامه نیویورک‌تایمز، این اصرار اوباما، با هدف منزوی‌تر شدن و افزایش فشار بر ایران است که پس متهم ش
دن ایران به طراحی توطئه ترور سفیر عربستان سعودی در ایالات متحده صورت می‌گیرد.

بر اساس این گزارش، طی روزهای اخیر برخی از دموکرات‌ها در کنگره آمریکا با فشار فزاینده از سوی جمهوریخواهان برای اقدام‌های شدیدتر علیه ایران در زمینه تحریم بانک مرکزی و صنایع نفتی ایران روبه‌رو بوده‌اند.

با این حال این ترس وجود دارد که در شرایط بد اقتصادی آمریکا، هر گونه مانع‌تراشی در صادرات نفت ایران موجب افزایش قیمت جهانی نفت شود.

همچنین گفته می‌شود که علی‌رغم خواست آمریکا، آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای تمایلی به انتشار اطلاعات طبقه‌بندی شده ندارد، زیرا در هراس است که با انتشار این اطلاعات، ایران درهای همکاری خود را با این آژانس ببندد.

اما دیروز روزنامه فیگارو چاپ پاریس خبر داده بود که مدارک جدید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بدون هیچ تردید و ابهامی، جنبه نظامی فعالیت‌های هسته‌ای ایران را نشان می‌دهد.

این روزنامه فرانسوی نوشت که گزارش جدید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که قرار است در ماه نوامبر ارائه شود، «کامل‌ترین» و «شدیدترین» گزارشی است که تا کنون از سوی این سازمان درباره برنامه‌های هسته‌ای ایران نوشته شده است.

ارتباط فامیل «ارباب‌سیار»با قتل نیروهای آمریکایی در عراق


واشینگتن پست امروز در گزارشی به بررسی سابقه عبدلارضا شهلایی، فامیل درجه دوی متهم بازداشت شده توطئه نافرجام ترور سفیر عربستان سعودی است، پرداخته. برپایه این گزارش، شهلایی از فرماندهان ارشد سپاه قدس به نحوی با مرگ تعدادی از نیروهای آمریکایی در عراق مرتبط است.

وقتی در سال ۲۰۰۷ گروهی با لباس‌های سربازان عراقی و آمریکایی در شهر کربلا به ساختمان
ی دولتی حمله کردند و باعث مرگ ۵ آمریکایی شدند، کسی فکر نمی‌کرد این عملیات ربطی به سپاه قدس داشته باشد. این گروه بخشی از نیروهای مقتدی صدر بودند، اما بعدها یادداشتی ۲۲ صفحه‌ای به دست آمریکایی‌ها رسید که حکایت از آماده‌سازی پیش از عملیات انفجار ساختمان داشت. بر پایه مدارک به دست آمده، شهلایی نفر تعیین کننده برای انجام عملیات بوده است.

آمریکایی‌ها می‌گویند که شهلایی از جمله کسانی است که سلاح و مواد منفجره در اختیار نیروهای مقتدی صدر قرار می‌داده است. یک مقام آمریکایی که در گزارش «بدون نام» آمده، به واشینگتن پست می‌گوید که آمریکا می‌داند که سپاه قدس پشت بسیاری از عملیات برون‌مرزی است و شهلایی نیز درگیر آنها بوده است.

خویشاوند شهلایی، منصور ارباب‌سیار نیز با در کرمانشاه بزرگ شده بود، اما در اواخر دهه ۷۰ میلادی به آمریکا مهاجرت کرد. واشینگتن پست می‌نویسد که ارباب‌سیار بعد از شکست‌های مالی و همچنین ازدواجی ناموفق به ایران باز می‌گردد اما شهلایی به این نتیجه رسیده که می‌تواند از ارباب‌سیار برای ضربه زدن به «دشمنان» ایران مثل ایالات متحده و عربستان سعودی استفاده کند. سفیر عربستان در واشینگتن یکی از مشاوران سیاست خارجی ملک‌ عبدالله به شمار می‌رود. به گفته مقام‌های آمریکایی، شهلایی امیدوار بوده با کمک قاچاقچی‌های مکزیکی، سفیر عربستان را برباید، اما بعدا عملیات «آدم‌ربایی» جای خود را به ترور داد.

معلوم نیست شهلایی از زندگی فامیل خود چه می‌دانسته (وضعیت کاری و مالی نامناسب) که او را درگیر چنین عملیاتی کرده است. دوستان ارباب‌سیار می‌گویند که او «جک» آدم دقیقی نبوده و زندگی شلخته‌ای داشته است.

بنا به مدارک دادگاه، شهلایی چندهزار دلاری به ارباب‌سیار داده و او نیز خودش را به مکزیک رسانده است. این بعد از آنی است که ارباب‌سیار به شهلایی گفته رابط‌هایی را در مکزیک می‌شناسد.

مقام‌های آمریکایی می‌گویند که ارباب‌سیار از طریق خواهر‌زاده(یا بردارزاده) یکی از زن‌هایی که با او دوست بوده و خیال می‌کرده عضو کارتل مواد مخدر است می‌خواسته ارتباط برقرار کند. اما برخلاف انتظار، این فرد خبرچین نیروهای آمریکایی بوده است. اولین ملاقات در« ۲۴ ماه مه» انجام می‌گیرد و ارباب سیار از خبرچین می‌پرسد که چقدر با مواد منفجره آشنا است. در همین دیدار در باره سفارت عربستان هم حرف زده است.

در دیداری دیگر در ماه ژوئیه با خبرچین، ارباب‌سیار از خویشاوند خود که در آمریکا تحت تعقیب است سخن می‌گوید و به مطرح شدن نام او (شهلایی) در سی‌ان‌ان هم اشاره می‌کند. ارباب سیار گفته بود که یک «دولت» پشتیبان اوست و از جیب خودش هم خرج نمی‌کند. ارباب‌سیار بعدا از شهلایی تقاضای ۱۵ هزار دلار پول می‌کند که بر اساس آنچه در بازجویی‌ها گفته، یک نفر در رده «سرهنگ» این پول را به او رسانده است. این «سرهنگ» غلام شکوری، معاون عبدالرضا شهلایی بوده است.

پرتاب کلم به سوی احمدی‌نژاد

فرارو- هفته نامه آسمان در شماره دوم خود عکس کمتر دیده شده‌ای را در مطلبی تحت عنوان گزارش عهد بازگشت که درباره سفرهای استانی رییس دولت است، منتشر کرده است.

خاوری به خاطر افتضاح مالی دیگری، از کشور گریخته است


در حالی که بیشتر افکار عمومی دلیل فرار خاوری را اختلاس یا تخلف مالی اخیر می‌دانند، گزارش‌های دریافتی حاکی از آن است که خاوری به خاطر افتضاح مالی دیگری، از کشور گریخته است.
حجم گسترده تخلفات محرز شده بانک ملی و شخص آقای خاوری در جریان تاسیس یکی از بانک‌های خصوصی، که گفته می‌شود حجم گسترده‌ای از تخلفات مالی است، دلیل اصلی متواری شدن خاوری بیان شده است.

پس از آنکه رئیس سازمان بازرسی کل کشور در صحن مجلس از غیرقانونی بودن مراحل تاسیس یکی از بانک‌های خصوصی خبر داد، بررسی‌های به عمل آمده نشان داد که محل سرمایه‌گذاری اولیه این بانک از طریق استقراض از بانک ملی و به دلیلی به جز تاسیس بانک صورت گرفته است.

فرار خاوری از کشور در حالی صورت گرفت که وی در متن استعفای خود، تمام مشکلات و قصورها را به گردن بانک صادرات انداخت و خود و بانک ملی را از اتهامات وارده مبرا دانست؛ دلایلی که به دلیل نحوه بازگشایی LC های صوری که با اسناد رسمی بانک صادرات صورت گرفته، آنقدر نمی‌توانست برای خاوری دردسرساز باشد، به گونه ای که وی را مجاب کند تا از کشور فرار کرده و رسوایی این عمل را به جان بخرد.

دلیل دیگری که خاوری را از فرار باز می‌داشت، روابط حسنه وی با مقامات عالی‌رتبه دولت بود، تا آنجا که علی رغم مخالفت رییس کل وقت بانک مرکزی و روابط نه چندان حسنه بهمنی با خاوری، وی با بهره‌گیری از روابط فو‌ق‌الذکر توانست بر کرسی بزرگترین بانک ایرانی تکیه زند. فردی با چنین نفوذی در سطح اول اجرایی کشور، دلایل متقن‌تری لازم دارد تا حاضر شود، خود و خانواده‌اش را از کشور فراری دهد.

اما بر خلاف ادعایی که خاوری در مورد اختلاس سه‌هزار میلیارد تومانی می کند، نامبرده در جریان کامل تخصیص وام ‌های مختلف به اعضای هیات‌مدیره و شرکت‌های وابسته به مدیران بانک «ت» قرار داشته است و آگاهان از حجم بالای این تخلفات مالی، خبر می دهند.

یک منبع آگاه ضمن تایید مطالب فوق خاطر نشان کرد، بررسی و رسیدگی به پرونده تخلف بانک مذکور در دستور کار مقامات مسئول قرار دارد و مساله‌ای که این پرونده را با چالش های زیادی روبرو کرده، شباهت رفتار یکی از مدیران بانک‌مذکور با شهرام جزایری در پرداخت مبالغ غیر متعارف است!

لازم به ذکر است، پرونده این تخلف بانکی پیش از این نیز به جریان افتاده بود، که در همان زمان هم این بانک خصوصی، برای خاتمه دادن به این رسوایی مجبور شد، مبالغی از تسهیلات دریافتی را تسویه نماید.

آمريکا بعد از توطئه ترور، در پي اعمال تحريم عليه ايران است

نويسنده: استيفن کافمن
واشنگتن، 15اکتبر 2011، (سايت وزارت‌خارجه آمريکا) - آمريکا از جامعه بين‌المللي مي‌خواهد که عواقب توطئه مظنوني که، اعضاي نيروي قدس سپاه پاسداران جمهوري اسلامي ايران در آن دست داشتند، تا ديپلومات سعودي را ترور کنند، مورد توجه قرار دهند.
مقامات آمريکايي از کشورهاي ديگر مي‌خواهند که در اجراي تحريمات مالي براي منزوي نمودن هرچه بيشتر رژيم ايران و فشار آوردن به آن، به دولت اوباما ملحق شوند تا اين رژيم، از درخواستهاي بين‌المللي در ارتباط با فعاليتهاي اتمي اش، حمايتش از تروريسم، و سرکوب مردمش، تبعيت کند.
ويندي شرمن، معاون وزارت‌خارجه در امور سياسي، در خلال شهادت خود در 13اکتبر، که در برابر کميته امور مدني، بانکداري و مسکن در سنا به‌عمل آورد گفت، ” توطئه مظنوني که سفير سعودي در آمريکا، عادل الجبير را هدف قرار داد، و مي‌توانست موجب کشته شدن آمريکاييان نيز شود، نقض وقيحانه قوانين بين‌المللي و تشديد جدي به‌کارگيري ديرينه خشونت سياسي و حمايت از تروريسم توسط دولت ايران است. اين دسيسه، هم‌چنين کنوانسيون مربوط به اشخاص حفاظت‌ شده بين‌المللي، که شامل مأموران ديپلوماتيک مي‌شود و ايران هم با آن موافقت نموده، و نيز قطعنامه‌هاي شوراي امنيت ملل‌متحد را نقض مي‌کند ”. شرمن افزود،”ايران بايد به‌خاطر اعمالش، مورد مواخذه قرار بگيرد.
هر چند، سفير الجبير هدف بود، اما شرمن گفت ”در حقيقت، اين توطئه‌اي بر عليه همه ديپلماتها بود. لذا ما از همه کشورها خواهيم خواست که، اقدامات متناسبي را مد نظر قرار دهند، از جمله منع افسران نيروي قدس از هرگونه امکاني براي عمل کردن در داخل کشورهايشان ”.
از وقتي که اين مورد در 12اکتبر علني گشت، ”ما به تک‌تک سفرايمان دستورالعملي داديم که با بالاترين سطوح دولتهاي ميزبان خود تماس گرفته و آنها را از فاکتهاي موجود در پشت اين توطئه آگاه سازند ”...
در پاسخ به آن، اتحاديه اروپا و بسياري از کشورها، از جمله نيجريه، استوني، لهستان، کرواسي، بريتانيا، و کانادا بيانيه‌هايي در محکوميت آن ص
ادر کردند...

هومن فخار فعال حقوق زنان دوباره بازداشت شد

هومن فخار که پیشتر در تاریخ ۲۹ بهمن ماه سال گذشته بازداشت و به قید وثیقه و به طور موقت آزاد بود شب گذشته ( شنبه ) با رفتار خشونت‌آمیز مأموران امنیتی بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد، یک منبع مطلع با اعلام خبر بازداشت این فعال حقوق کودک و زنان به “خانه حقوق بشر ایران” گفت: « شب گذشته فخار به همراه دوستانش در رستورانی برای صرف شام قرار داشتند که مأموران لباس شخصی که حکمی مبنی بر بازداشت هم نداشتند ناگهان ایشان را بازداشت کرده و رفتار بسیار توهین‌آمیز و همراه با خشونتی هنگام بازداشت به خرج دادند.» این منبع افزود: « به علت جلب توجه مردم این مأموران با صدای بلند از هومن فخار به عنوان دزد و کلاهبردار که نمی‌تواند از چنگ قانون فرار کند یاد کردند! بازداشت وی به خاطر پروندۀ بازداشت ایشان در بهمن ماه سال قبل بوده است.» وی ۳۲ ساله، مهندس برق ( از هلند ) و ساکن تهران و از فعالین حقوق بشری و دبیر انجمن اروپائی آموزش در زندان است، از محل نگهداری هومن فخار تاکنون اطلاعی در دست نیست.

دکتر محمد ملکی به اتهام فعالیت تبلیغی علیه رژیم به یک سال حبس محکوم شد.

محمد ملکی به اتهام فعالیت تبلیغی علیه رژیم  جمهوری اسلامی ایران و به استناد ماده ١۵ به یک سال حبس محکوم گردیده است. این حکم به وکیل ایشان آقای دکتر شریف ابلاغ شده است.
در اسفند ماه سال ١٣٨٨ طبق کیفرخواست صادره توسط دادگاه انقلاب، محمد ملکی به محاربه متهم شده بود. همچنین اتهامهای دیگر ایشان توهین به آیت‌الله خمینى، آیت‌الله خامنه‌اى و نیز تبلیغ علیه نظام ذکر گردیده بود. با توجه به حکم صادره، ایشان از بسیاری از اتهامات بی اساس پیشین تبرئه گردیده است.
دکتر محمد ملکی پس از حوادث انتخابات، در تاریخ ٣١ مرداد ١٣٨٨ بازداشت شد و مدت زیادی را در سلول انفرادی گذراند و نهایتا پس از ١٩١ روز بدلیل وضعیت نامساعد پزشکی آزاد گردید.
دکتر محمد ملکی که اولین رییس دانشگاه تهران بعد از انقلاب بوده است، از سال ١٣٦٠ تا ١٣٦۵ نیز بدلیل اعتراض به انقلاب فرهنگی، به مدت پنج سال زندانی بوده و بار دیگر در اسفند ماه سال ١٣٧٩ به همراه جمعی از فعالان ملی-مذهبی دستگیر شد و مدت بیش از ٦ماه را در زندان گذراند.